تبليغاتX
سیمرغ - باورم نمی شه


سیمرغ

در پس افکار دشتی نهفته است....با تو ملاقات می کنم ای روح آشنا

نه باورم نمی شه کرد تو منو از یاد ببری

تولدم شد بی وفا از تو نیو مد خبری

چشمای من خشک شد به در خالا کی بی وفاتره؟

بال و پرش دادم دیگه واسم نمی پره

اینو بدون دستای من گرمی دستاتو می خواد

تو رو به عشقمون قسم اون روزا رو یادت بیاد

حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رس  ه

گریه نکن که دستمون به دست هم نمی رسه

تو رو خدا بهش بگین صبر منم سر اومده

خدا به من بگو خوشی چرا به من نیومده؟

بهش بگین سراغشو از کس و ناکس می گیرم

بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش می میرم

آخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه؟

می گن یکی تو قلبشه جونمو آتیش می زنه

خداازت می خوام دست توی دستاش بذارم

جز آرزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم

بازم می گم دوستت دارم کاش عشقمون جون بگیره

ببخش اگه قسمت نشد توی چشات نگاه کنم

یا سر رو شونت بذارم اسم تو رو صدا کنم

تو هم منو بذار برو اما بدون رسمش نبود

جز تو آخه کیو دارم دلیل رفتنت چی بود؟

اونکه نخواست پیشم باشی باید خودش صبرم بده

خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده

 

نوشته شده در جمعه 5 مهر1387ساعت 10:7 توسط فرزندان سیمرغ| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس