سیمرغ
در پس افکار دشتی نهفته است....با تو ملاقات می کنم ای روح آشنا
اي گل تازه که بويي ز وفا نيست تورا
خبري از سرزنش خار جفا نيست تو را
ما اسير غم و اصلا غم ما نيست تو را
با اسير غم خود رحم چرا نيست تو را
جان من سنگدلي دل به تو دادن غلط است
رفتن اولي است زکوي تو فتادن غلط است
تو نه آني که غم عاشق زارت باشم
ديگري جز تو مرا اين همه آزار نکرد
آنچه کردي تو به من هيچ ستمکار نکرد
بشنو پند و مکن قصد دل آزرده ي خويش
ور نه بسيار پشيمان شوي از کرده ي خويش نوشته شده در سه شنبه 16 مهر1387ساعت
13:44 توسط فرزندان سیمرغ| |
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |


